goo

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary مزه و طعمتند، بوی نامطبوع، میل، ذوق، رغبت، ماده چسبنده و لزج، چسبناک .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(goo): بازگشت به واژه goo goo goo مزه و طعم تند،بوى نامطبوع ،ميل ،ذوق ،رغبت ،ماده چسبنده و لزج ،چسبناک کلمات مرتبط(1)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary goo n. Pronunciation: ' gü Function: noun Etymology: perhaps short for burgoo Date: 1900 1 : a viscid or sticky substance 2 : sentimental tripe –goo·ey \-ē\ adjective –goo·ey·ness \-nəs\ noun 1 goo-goo Pronunciation: ' gü-( ˌ )gü Function: adjective Etymology: perhaps alteration of 2 goggle Date: 1900 : LOVING , ENTICING ― used chiefly in the phrase goo-goo eyes 2 goo-goo Function: noun Inflected Form: plural goo-goos Etymology: from goo d go vernment Date: 1912 : a member or advocate of a political reform movement
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}