goody

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary زن کامل و محترمه از طبقات پائین ، شیرینی، چیز خوردنی، مغز گردو و غیره ، قاقا.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(goody): بازگشت به واژه goody goody goody زن کامل و محترمه از طبقات پايين ،شيرينى ،چيز خوردنى ،مغز گردو و غيره ،قاقا کلمات مرتبط(1)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 goody n. Pronunciation: ' gu ̇ -dē Function: noun Etymology: alteration of goodwife Date: 1559 archaic : a usually married woman of lowly station ― used as a title preceding a surname 2 goody n. Variant: or good·ie Function: noun Inflected Form: plural good·ies Date: 1756 1 : something that is particularly attractive, pleasurable, good, or desirable 2 chiefly British : one that is good especially : an opponent of the villain (as in a motion picture) goody (as used in expressions) n. goody goody Goody Two shoes goody two shoes
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}