gravitate

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary سنگین کردن ، بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن ، (مج. ) بطرف جاذبه یامرکز نفوذ متمایل شدن ، متمایل شدن بطرف، گرویدن .
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary gravity|gravitate PIE *gwer-, = http://www.bartleby.com/61/roots/IE183.html (be dowr )grav/gard-idan (gerd-)carxidan + Agar ce Moïn "virravistan" (az Pahlavi) râ miâvarad, yaksâni ye "graviter" va "gravidan" niâz i be bištar goftan na dârad !
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(gravitate): بازگشت به واژه gravitate gravitate (to) سنگين کردن ،بوسيله قوه جاذبه حرکت کردن ،(مج ).بطرف جاذبه يامرکز نفوذ متمايل شدن ،متمايل شدن بطرف ،گرويدن زيست شناسى : گرانيدن کلمات مرتبط(1)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary grav·i·tate v. Pronunciation: ' gra-və- ˌ tāt Function: intransitive verb Inflected Form: -tat·ed ; -tat·ing Date: 1692 1 : to move under the influence of gravitation 2 a : to move toward something b : to be drawn or attracted especially by natural inclination
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}