grist

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary عمل آسیاب کردن ، گندمآسیابی، جو آسیابی، آرد کردن جو خیسانده ، سود، قسمت.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(grist): بازگشت به واژه grist to bring grist to the mill عمل اسياب کردن ،گندم اسيابى ،جو اسيابى ،ارد کردن جو خيسانده ،سود،قسمت کلمات مرتبط(1)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary grist n. Pronunciation: ' grist Function: noun Etymology: Middle English, from Old English grīst; akin to Old English grindan to grind Date: before 12th century 1 a : grain or a batch of grain for grinding b : the product obtained from a grist of grain including the flour or meal and the grain offals 2 : a required or usual amount 3 : matter of interest or value forming the basis of a story or analysis 4 : something turned to advantage or use ― used especially in the phrase grist for one's mill
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}