grub

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary کرم حشره ، نوزاد، بچه مگس، زحمتکش، (ز. ع)خوراک ، خواربار، کوتوله ، مزدور، نویسنده مزدور، زمین کندن ، جستجو کردن ، جان کندن ، ازریشه کندن یا درآوردن ، قلع کردن ، (مج. )از کتاب استخراج کردن ، خوردن ، غذا دادن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(grub): بازگشت به واژه grub grub screw grub-street کرم حشره ،نوزاد،بچه مگس ،زحمتکش ،(ز.ع)خوراک ،خواربار،کوتوله ،نويسنده مزدور،زمين کندن ،جستجو کردن ،جان کندن ،ازريشه کندن يا دراوردن ،قلع کردن ،(مج).از کتاب استخراج کردن ،خوردن ،غذا دادن کلمات مرتبط(2)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 grub n. Pronunciation: ' grəb Function: verb Inflected Form: grubbed ; grub·bing Etymology: Middle English grubben; akin to Old English grafan to dig ― more at GRAVE Date: 14th century transitive verb 1 : to clear by digging up roots and stumps 2 : to dig up by or as if by the roots intransitive verb 1 a : to dig in the ground especially for something that is difficult to find or extract b : to search about 2 : TOIL , DRUDGE –grub·ber noun 2 grub n. Function: noun Etymology: Middle English grubbe, from grubben Date: 15th century 1 : a soft thick wormlike larva of an insect (as a beetle) 2 a : one who does menial work : DRUDGE b : a slovenly person 3 : FOOD grub (as used in expressions) n. cattle grub common cattle grub Grub Street white grub money grubber
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}