halve

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary دونیم کردن ، دو نصف کردن .
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary moiety|half|halve from Old French meitiet, from Late Latin medietas, from Latin medius, "middle." miân (pbp.) m(-a) yak-do-vom + fra. réduire de moitié : eng. halve : nim-a kard/kâst-an
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(halve): بازگشت به واژه halve to halve two timbers دو نيم کردن ،اتصال نيم نيم صليبى( چوبکارى)،دونيم کردن ،دو نصف کردن معمارى : اتصال نيم نيم صليبى قانون ـ فقه : نصف کردن ورزش : مساوى بودن تعداد ضربات هر دو حريف در يک بخش از بازى گلف کلمات مرتبط(1)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary halve v. Pronunciation: ' hav, ' häv Function: transitive verb Inflected Form: halved ; halv·ing Etymology: Middle English, from half half Date: 13th century 1 a : to divide into two equal parts b : to reduce to one half c : to share equally 2 : to play (as a hole in golf) in the same number of strokes as one's opponent by halves : HALFHEARTEDLY
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}