hamstring

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary (تش. ) زردپی طرفین حفره پشت زانو، عضلات عقب ران ، زردپی، زانوی کسیرا بریدن ، فلج کردن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(hamstring): بازگشت به واژه hamstring hamstring pull (تش ).زردپى طرفين حفره پشت زانو،عضلات عقب ران ،زردپى ،زانوى کسيرا بريدن ،فلج کردن کلمات مرتبط(1)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 ham·string n. Pronunciation: ' ham- ˌ striŋ Function: noun Date: 1565 1 a : either of two groups of tendons at the back of the human knee b : any of three muscles at the back of the thigh that function to flex and rotate the leg and extend the thigh 2 : a large tendon above and behind the hock of a quadruped 2 hamstring n. Function: transitive verb Inflected Form: -strung \- ˌ strəŋ\ ; -string·ing \- ˌ striŋ-iŋ\ Date: 1641 1 : to make ineffective or powerless : CRIPPLE 2 : to cripple by cutting the leg tendons
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}