hand to hand
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary نزدیک ، دست بدست یکدیگر، مجاور، دردسترس، دست به یقه .
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(hand to hand): بازگشت به واژه hand to hand hand to دسته و پنجه نرم کردن ،نزديک ،دست بدست يکديگر،مجاور،دردسترس ،دست به يقه علوم نظامى : رزم نزديک رزم تن به تن کلمات مرتبط(2)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary hand to hand Function: adverb Date: circa 1533 : at very close range