hard handed
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary دارای دست های پینه خورده ، سخت گیر، ( م. م. ) خسیس.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(hard handed): بازگشت به واژه hard handed handed hard داراى دست هاى پينه خورده ،سخت گير،(م.م ).خسيس کلمات مرتبط(2)