hard mouthed
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary بد دهنه ، بدلگام، ( مج. ) خودسر، سرکش.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(hard mouthed): بازگشت به واژه hard mouthed hard بد دهنه ،بدلگام ،(مج ).خودسر،سرکش کلمات مرتبط(2)