hard shell
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary سخت پوست، کاسه دار، ( مج. ) سخت، متعصب.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(hard shell): بازگشت به واژه hard shell hard shell سخت پوست ،کاسه دار،(مج ).سخت ،متعصب کلمات مرتبط(2)