harrow

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary چنگک زمین صاف کن وریشه جمع کن ، کلوخ شکن ، باچنگک زمین را صاف کردن ، آزردن ، زخم کردن ، جریحه دار کردن ، غارت کردن ، آشفته کردن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(harrow): بازگشت به واژه harrow drill-harrow harrow (to) rest harrow هرس ،چنگک زمين صاف کن وريشه جمع کن ،کلوخ شکن ،باچنگک زمين را صاف کردن ،ازردن ،زخم کردن ،جريحه دار کردن ،غارت کردن ،اشفته کردن عمران : صاف کردن زمين معمارى : ماله کلمات مرتبط(3)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary Har·row n. Pronunciation: ' ha-( ˌ )rō Function: geographical name borough of NW Greater London, England pop 194,300
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}