haw

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary پرچین ، حصار، محوطه ، (گ . ش. ) کویج، کیالک ، میوه ولیک ، ملاولیک ، چیز بی ارزش، گیرکردن ، من من کردن ، گیردرصحبت، درنگ ، فرمان حرکت ( به یک دسته یاتیم ) دادن ، گله گوسفند وغیره ، دست چپ رفتن ، دست چپ بردن ، به دست چپ، دست چپ برو.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(haw): بازگشت به واژه haw haw finch haw-haw hee haw hee-haw پرچين ،حصار،محوطه ،(گ.ش ).کويج ،کيالک ،ميوه وليک ،ملاوليک ،چيز بى ارزش ،گيرکردن ،من من کردن ،گيردرصحبت ،درنگ ،فرمان حرکت( به يک دسته ياتيم )دادن ،گله گوسفند وغيره ،دست چپ رفتن ،دست چپ بردن ،به دست چپ ،دست چپ برو کلمات مرتبط(4)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 haw n. Pronunciation: ' ho ̇ Function: noun Etymology: Middle English hawe, from Old English haga ― more at HEDGE Date: before 12th century 1 : a hawthorn berry 2 : HAWTHORN 2 haw n. Function: noun Etymology: origin unknown Date: 15th century : NICTITATING MEMBRANE especially : an inflamed nictitating membrane of a domesticated mammal 3 haw n. Function: interjection Date: 1600 ― often used to indicate a vocalized pause in speaking 4 haw n. Function: intransitive verb Etymology: imitative Date: 1632 1 : to utter the sound represented by haw 2 : EQUIVOCATE 5 haw n. Function: verb Etymology: origin unknown Date: 1777 imperative verb ― used as a direction to turn to the left ― compare GEE intransitive verb : to turn to the near or left side
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}