hay

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary علف خشک ، گیاه خشک کرده ، یونجه خشک ، حشک کردن ( یونجه ومانند آن )، تختخواب، پاداش.
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary hay kâh (plv.) + = fra. chercher une aiguille dans une botte de foin
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(hay): بازگشت به واژه hay camels-hay hay cock hay fever hay fork hay loft hay maker hay mow hay rack hay seed hay stack hay wire hay-fever hay-rack make hay while the sun shines to make hay of to make up hay in to bundles علف خشک ،گياه خشک کرده ،يونجه خشک ،حشک کردن( يونجه ومانند ان)،تختخواب ،پاداش کلمات مرتبط(16)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary Hay n. Pronunciation: ' hā Function: biographical name John Milton 1838-1905 American statesman Hay n. Pronunciation: ' hā Function: geographical name river 530 mi (853 km ) Canada in N Alta. &S Northwest Territories flowing NE into Great Slave Lake
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}