heliograph
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary گراورسازی بانور آفتاب، دستگاه عکسبرداری از آفتاب، مخابره بوسیله نور خورشید.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(heliograph): بازگشت به واژه heliograph spectro heliograph افتاب نگار،گراورسازى بانور افتاب ،دستگاه عکسبردارى از افتاب ،مخابره بوسيله نور خورشيد عمران : دستگاهى که افتاب را اندازه ميگيرد علوم دريايى : ايينه افتابى کلمات مرتبط(1)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary he·lio·graph n. Pronunciation: - ˌ graf Function: noun Etymology: International Scientific Vocabulary Date: 1877 : an apparatus for telegraphing by means of the sun's rays flashed from a mirror –heliograph transitive verb