henpeck
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary سعی کردن برای تفوق یافتن ( در مورد زوجیه نسبت به شوهر خود )، کوشش در مداخلاتجزئی ( در کارهای شوهر ) کردن ، عیبجوئی کردن .
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version سعى کردن براى تفوق يافتن( در مورد زوجه نسبت به شوهر خود)،کوشش در مداخلات جزئى( در کارهاى شوهر )کردن ،عيبجويى کردن
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary hen·peck v. Pronunciation: ' hen- ˌ pek Function: transitive verb Date: 1671 : to subject (one's husband) to persistent nagging and domination