high tide
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary حد اعلی، حد اعلای مد دریا، اوج، ( ک . ) روز سرور وشادی، روز جشن .
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(high tide): بازگشت به واژه high tide high tide حداکثر مد دريا،حد اعلى ،حد اعلاى مد دريا،اوج ،(ک ).روز سرور وشادى ،روز جشن معمارى : مد يا برکشند علوم نظامى : مد علوم دريايى : مد کلمات مرتبط(2)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary high tide Function: noun Date: 1745 1 : the tide when the water is at its greatest elevation 2 : culminating point : CLIMAX