کلاسیک
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- صفت آن چه که معمول و رایج است و جدید نیست.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary classical واژه هاى شامل کلاسيک ـ (3)
- صفت هر نوشته و اثر هنری که مطابق اصول و قواعد معمول قدیم باشد.
- صفت فراگیری دانش یا فنی از طریق مدرسه و دانشگاه.
- صفت به عنوان یک مکتب ادبی، شامل همه مکاتب ادبی پیش از قرن هفدهم فرانسه میشود که از ادبیات قدیم یونان و روم تقلید کرده
* فرانسوی