کُلاله
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم عضوی گنبدی شکل و سرخ روی، که در قسمتِ فوقانی کّیـّـرّ(آلتِ مردانه) قرار دارد.#
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary crest ; flocculate ; ringlet ; stigma ; tuffet ; tuft ; tussock واژه هاى شامل کلاله ـ (13)