hob

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary سنبه قالب، حقه ، شوخی فریب آمیز، میخ سرپهن زدن ، گل میخ زدن ، باسنبه یا میله بریدن ، با دندانه ماشین وغیره بریدن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(hob): بازگشت به واژه hob bevel gear hob chain hob die hob hob nail فرز چرخ دنده مارپيچى ،سنبه قالب ،حقه ،شوخى فريب اميز،ميخ سرپهن زدن ،گل ميخ زدن ،باسنبه يا ميله بريدن ،با دندانه ماشين وغيره بريدن علوم مهندسى : سمبه پرسکارى کلمات مرتبط(4)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 hob n. Pronunciation: ' häb Function: noun Etymology: Middle English hobbe, from Hobbe, nickname for Robert Date: 15th century 1 dialect English : HOBGOBLIN , ELF 2 : MISCHIEF , TROUBLE ― used with play and raise 2 hob n. Function: noun Etymology: origin unknown Date: 1511 1 : a projection at the back or side of a fireplace on which something may be kept warm 2 : a cutting tool used for cutting the teeth of worm wheels or gears 3 British : COOKTOP 3 hob n. Function: transitive verb Inflected Form: hobbed ; hob·bing Date: 1799 1 : to cut with a hob 2 : to furnish with hobnails
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}