hotfoot

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary سراسیمه ، باشتاب، (د. گ . ) گریزان ، تسریع کردن ، عجله کردن ، سراسیمه رفتن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version باشتاب ،(د.گ ).گريزان ،تسريع کردن ،عجله کردن ،سراسيمه رفتن
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 hot·foot v. Pronunciation: ' hät- ˌ fu ̇ t Function: adverb Date: 14th century : in haste 2 hotfoot v. Function: intransitive verb Date: 1896 : to go hotfoot : HURRY ― usually used with it 3 hotfoot v. Function: noun Inflected Form: plural hotfoots Date: 1934 : a practical joke in which a match is surreptitiously inserted between the upper and the sole of a victim's shoe and lighted
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}