hub

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary توپی چرخ، مرکز، قطب، مرکز فعالیت.توری چرخ، مرکز چرخ.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(hub): بازگشت به واژه hub hub bore hub brake hub cap hub cover hub or hub by hub-cap rotor hub steering-wheel hub برجستگى ،ناف ،کاسه چرخ ،رينگ چرخ ،توپى چرخ ،قطب ،مرکز فعاليت علوم مهندسى : چرخ فرز علوم هوايى : توپى علوم نظامى : طوقه کلمات مرتبط(8)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary hub n. Pronunciation: ' həb Function: noun Etymology: probably alteration of 2 hob Date: 1649 1 : the central part of a circular object (as a wheel or propeller) 2 a : a center of activity : FOCAL POINT b : an airport or city through which an airline routes most of its traffic c : a central device that connects multiple computers on a single network 3 : a steel punch from which a working die for a coin or medal is made
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}