iceberg

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary توده یخ غلتان ، کوه یخ شناور، توده یخشناور.
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary kuh e yax
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version توده يخ غلتان ،کوه يخ شناور،توده يخ شناور عمران : توده يخ شناور معمارى : کوه يخ
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary ice·berg n. Pronunciation: ' īs- ˌ bərg Function: noun Etymology: probably part translation of Danish or Norwegian isberg, from is ice + berg mountain Date: 1820 1 : a large floating mass of ice detached from a glacier 2 : an emotionally cold person 3 : ICEBERG LETTUCE iceberg lettuce Function: noun Date: 1893 : any of various crisp light green lettuces that when mature have the leaves arranged in a compact head tip of the iceberg Etymology: from an iceberg being mostly submerged Date: 1969 : the earliest, most obvious, or most superficial manifestation of some phenomenon
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}