immerse

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary فرو بردن ، زیر آب کردن ، پوشاندن ، غوطه دادن ، غسل ارتماسی دادن (برای تعمید).
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary immergent|immersion|submerge|dip|immerse 1501; repris 1648, Pascal, au p. p.; à l'actif, 1823, lat. immergere, de im- (- 2. In-) «dans», et mergere «plonger». (dar âb )be darun fru raftan qute xordan
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(immerse): بازگشت به واژه immerse immerse (to) غوطه ور کردن ،فرو بردن ،زير اب کردن ،پوشاندن ،غوطه دادن ،غسل ارتماسى دادن(براى تعميد) علوم مهندسى : شناور نمودن کلمات مرتبط(1)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary im·merse v. Pronunciation: i- ' mərs Function: transitive verb Inflected Form: im·mersed ; im·mers·ing Etymology: Middle English, from Latin immersus, past participle of immergere, from in- + mergere to merge Date: 15th century 1 : to plunge into something that surrounds or covers especially : to plunge or dip into a fluid 2 : ENGROSS , ABSORB 3 : to baptize by immersion
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}