impasse

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary کوچه بن بست، (مج. ) حالتی که از آن رهائی نباشد، وضع بغرنج و دشوار، گیر، تنگنا.
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary impasse (in negotiations) بن بست (در مذاکرات)
  3. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary dead-end|dead end|deadlock|stalemate im-passe bon-bast âcmaz + eng. deadlock : na-piš-na-pas !, âcmaz + = faire l’impasse sur (qqch.)
  4. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(impasse): بازگشت به واژه impasse therapeutic impasse کوچه بن بست ،(مج ).حالتى که از ان رهايى نباشد،وضع بغرنج و دشوار،گير،تنگنا کلمات مرتبط(1)
  5. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary im·passe n. Pronunciation: ' im- ˌ pas, im- ' Function: noun Etymology: French, from in- + passer to passive Date: 1851 1 a : a predicament affording no obvious escape b : DEADLOCK 2 : an impassable road or way : CUL-DE-SAC
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}