improvisation

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary بدیهه گوئی، بدیهه سازی، حاضر جوابی، تعبیه ، ابتکار.
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary improviser|improvise in- 1 + provide nâ-âmâda-navâz/gu-i dar-jâ-gu-i fe-l-bedâhe-navâz/gu-i (ar.) + = à l'improviste
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version بديهه گويى ،بديهه سازى ،حاضر جوابى ،تعبيه ،ابتکار روانشناسى : نقش گزارى ارتجالى
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary im·pro·vi·sa·tion n. Pronunciation: ( ˌ )im- ˌ prä-və- ' zā-shən, ˌ im-prə-və- also ˌ im-prə-( ˌ )vī- Function: noun Date: 1786 1 : the act or art of improvising 2 : something (as a musical or dramatic composition) improvised –im·pro·vi·sa·tion·al \-shnəl, -shə-n ə l\ adjective –im·pro·vi·sa·tion·al·ly adverb
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}