incoherence

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary عدمربط، عدم چسبندگی، ناجوری، عدم تطابق، ناسازگاری، تناقض.
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary incohérence|incohérente|incoherent|incoherence nâ-ham-kuk/xwân/sâz (bâ ham )nâ-jur/sâz(-vâr) be-ham-na-xor tâ-be-tâ (hamcun kafš !)
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version گسستگى ،عدم ربط،عدم چسبندگى ،ناجورى ،عدم تطابق ،ناسازگارى ،تناقض شيمى : ناهمدوسى روانشناسى : گسسته گويى
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary in·co·her·ence n. Pronunciation: ˌ in-kō- ' hir-ən(t)s, - ' her- Function: noun Date: 1611 1 : the quality or state of being incoherent 2 : something that is incoherent
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}