indemnify

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary تاوان دادن ، لطمه زدن به ، اذیت کردن ، صدمه زدن به ، غرامت دادن .
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary indemnify (n. indemnification) غرامت دادن، جبران خسارت کردن، بري الذمه کردن، مصون داشتن
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(indemnify): بازگشت به واژه indemnify to indemnify any one's expense غرامت دادن به ،غرامت پرداختن ،هزينه اى راپرداختن ،بيمه کردن ،جبران خسارت ،تاوان دادن ،لطمه زدن به ،اذيت کردن ،صدمه زدن به ،غرامت دادن قانون ـ فقه : تامين مالى دادن به بازرگانى : بيمه زيان کلمات مرتبط(1)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary in·dem·ni·fy v. Pronunciation: in- ' dem-nə- ˌ fī Function: transitive verb Inflected Form: -fied ; -fy·ing Etymology: Latin indemnis unharmed, from in- + damnum damage Date: 1611 1 : to secure against hurt, loss, or damage 2 : to make compensation to for incurred hurt, loss, or damage synonyms see PAY –in·dem·ni·fi·er \- ˌ fī(-ə)r\ noun
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}