indistinct

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary نا معلوم، تیره ، غیر روشن ، درهم، آهسته ، ناشنوا.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(indistinct): بازگشت به واژه indistinct indistinct noise نا معلوم ،تيره ،غير روشن ،درهم ،اهسته ،ناشنوا کلمات مرتبط(1)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary in·dis·tinct adj. Pronunciation: ˌ in-di- ' stiŋ(k)t Function: adjective Etymology: Latin indistinctus, from in- + distinctus distinct Date: 1526 : not distinct: as a : not sharply outlined or separable : BLURRED b : FAINT , DIM c : not clearly recognizable or understandable : UNCERTAIN –in·dis·tinct·ly \- ' stiŋ(k)t-lē, - ' stiŋ-klē\ adverb –in·dis·tinct·ness \- ' stiŋ(k)t-nəs, - ' stiŋk-nəs\ noun
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}