کمیت
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم اسب سرخ رنگ که به سیاهی زند. ؛ ~ کسی لنگ بودن در انجام کاری کم مایه و ناتوان بودن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary quantity ; quantum ; shagreen واژه هاى شامل کميت ـ (3)
- اسم شراب لعل انگوری که به سیاهی میزند.
- اسم اندازه، مقدار.