کمیسیون
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم (اداری، سیاسی): هیئتی که وظیفه بررسی و مطالعه درباره موضوعی را بر عهده دارد.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary commission ; committee واژه هاى شامل کميسيون ـ (1)
- اسم گروهی افراد که برای انجام دادن وظیفه خاصی تعیین شدهاند، گروه، هیئت (فره).
- اسم (عامیانه): حق العمل کاری، دلالی.