inimical

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary دشمنانه ، خصمانه ، غیردوستانه ، نامساعد، مضر.
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary inamicalement|inimical|inimically in+amical doš-man-âna nâ-dust-âna
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(inimical): بازگشت به واژه inimical it is inimical to our plans دشمنانه ،خصمانه ،غيردوستانه ،نامساعد،مضر کلمات مرتبط(1)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary in·im·i·cal adj. Pronunciation: i- ' ni-mi-kəl Function: adjective Etymology: Late Latin inimicalis, from Latin inimicus enemy ― more at ENEMY Date: 1573 1 : being adverse often by reason of hostility or malevolence 2 a : having the disposition of an enemy : HOSTILE b : reflecting or indicating hostility : UNFRIENDLY –in·im·i·cal·ly \-mi-k(ə-)lē\ adverb
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}