innocent

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary بیگناه ، بی تقصیر، مبرا، مقدس، معصوم، آدم بیگناه ، آدم ساده ، بی ضرر.
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary innocent بي گناه، بي تقصير، مبري innocent, plea of انکار گناه يا جرم، ادعاي بي گناهي innocent misrepresentation قلب واقعيت غير عمدي plead innocent (n. plea of innocent) ادعاي بي گناهي کردن، رد کردن اتهام
  3. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary innocente|innocenter|innocence|innocemment => nectar bi-âsib (pbp.) bi-gonâh
  4. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(innocent): بازگشت به واژه innocent everybody is presumed innocent i insist that he is innocent innocent passage مبرى ،بى تقصير،مبرا،مقدس ،معصوم ،ادم بيگناه ،ادم ساده ،بى ضرر قانون ـ فقه : بيگناه ،بى تقصير کلمات مرتبط(3)
  5. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary In·no·cent n. Pronunciation:     ' i-nə-sənt Function:           biographical name name of 13 popes: especially II d 1143 (pope 1130-43); III 1160(or 1161)-1216 (pope 1198-1216); IV d 1254 (pope 1243-54); XI 1611-1689 (pope 1676-89)]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}