innovate

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary نو آوری کردن ، آئین تازه ای ابتکار کردن ، تغییرات و اصلاحاتی دادن در، چیزتازه آوردن ، بدعت گذاردن .
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary innover|innovate = in 2 PIE newo- : new now-âvar/yâb/pu/ju-i now-yâft-a
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(innovate): بازگشت به واژه innovate to innovate in نو اورى کردن ،ايين تازه اى ابتکار کردن ،تغييرات و اصلاحاتى دادن در،چيزتازه اوردن ،بدعت گذاردن کلمات مرتبط(1)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary in·no·vate v. Pronunciation: ' i-nə- ˌ vāt Function: verb Inflected Form: -vat·ed ; -vat·ing Etymology: Latin innovatus, past participle of innovare, from in- + novus new ― more at NEW Date: 1548 transitive verb 1 : to introduce as or as if new 2 archaic : to effect a change in intransitive verb : to make changes : do something in a new way –in·no·va·tor \- ˌ vā-tər\ noun –in·no·va·to·ry \ ' i-nə-və- ˌ to ̇ r-ē, ' i-nə- ˌ vā-tə-rē\ adjective
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}