insolate
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary در معرض آفتاب گذاشتن ، در آفتاب خشکانیدن ، درآفتاب رسانیدن (میوه و غیره )، خورتابگرفتن .
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version در معرض افتاب گذاشتن ،در افتاب خشکانيدن ،درافتاب رسانيدن(ميوه و غيره)،خورتابگرفتن