insulator

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary مقره ، بندآور، عایق، جدا کننده ، عایق کننده .عایق.
  2. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary in·su·la·tor n. Pronunciation: ' in(t)-sə- ˌ lā-tər Function: noun Date: 1801 : one that insulates: as a : a material that is a poor conductor (as of electricity or heat) ― compare SEMICONDUCTOR b : a device made of an electrical insulating material and used for separating or supporting conductors
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(insulator): بازگشت به واژه insulator battery insulator cap & cone insulator double cone insulator electric insulator electrical insulator floor insulator lead-in insulator line insulator low-voltage insulator petticoat insulator stand-off insulator strain insulator suspension insulator tube insulator wall insulator ايزولاتور،غيرهادى ،جسم عايق ماده عايق ،مقره ،بنداور،جدا کننده ،عايق کننده علوم مهندسى : مقره الکترونيک : مقره معمارى : نارسانا شيمى : نارسانا علوم هوايى : عايق علوم نظامى : عايق کننده روکش عايق کلمات مرتبط(15)
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}