interconnection

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary بستگی، اتصال.اتصالی داخلی.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(interconnection): بازگشت به واژه interconnection interconnection of diagram interconnection scheme interconnection wiring open system interconnection reference اتصال ميانى ،اتصالى داخلى علوم مهندسى : تزويج روانشناسى : به هم پيوستگى کلمات مرتبط(4)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary in·ter·con·nect v. Pronunciation:     ˌ in-tər-kə- ' nekt Function:           transitive verb Date:               1865 : to connect with one another intransitive verb : to be or become mutually connected   –in·ter·con·nec·tion \- ' nek-shən\ noun   –in·ter·con·nec·tiv·i·ty \-( ˌ )kä- ˌ nek- ' ti-və-tē, -kə-\ noun ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}