interlock

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary همبند کردن ، همبند شدن .بهم پیوستن ، در هم گیر کردن ، بهم ارتباط داشتن ، بهم قفل کردن ، درهم بافتن ، بهم پیچیدن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(interlock): بازگشت به واژه interlock interlock (to) to interlock levers وسيله حفاظتى که از تداخل دستگاه يا عمليات با ديگرى ممانعت به عمل مى اورد همبند شدن ،متصل شدن ،اتصال دادن تزويج شدن ،بلوکه شدن ،قفل شدن ،مسدود شدن بلوکه ،سد،بهم پيوستن ،در هم گير کردن ،بهم ارتباط داشتن ،بهم قفل کردن ،درهم بافتن ،بهم پيچيدن علوم مهندسى : قفل کامپيوتر : همبند کردن کلمات مرتبط(2)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 in·ter·lock n. Pronunciation:     ˌ in-tər- ' läk Function:           intransitive verb Date:               1632 : to become locked together or interconnected transitive verb 1 : to lock together : UNITE 2 : to connect so that the motion or operation of any part is constrained by another]]> 2 in·ter·lock n. Pronunciation:     ' in-tər- ˌ läk Function:           noun Date:               1874 1 : the quality, state, sense, or an instance of being interlocked 2 : an arrangement in which the operation of one part or mechanism automatically brings about or prevents the operation of another <a safety interlock > 3 a : a stretchable fabric made on a circular knitting machine and consisting of two ribbed fabrics joined by interlocking b : a garment made of interlock]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}