کنگر
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم گیاهی است خاردار با برگهای بریده و ساقة سفید، کوتاه و ستبر که پختة آن را میخورند.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary acanthus واژه هاى شامل کنگر ـ (1)
- اسم جغد.
- اسم قسمی گدا که شاخی و شانة گوسفندی به دست گیرد و بر در خانهها و دکانهای مردم آید و آن شاخ را بر آن شانه مالد تا از آن صدای غرغری پدید آید و بدین وسیله چیزی طلبد. اگر احیاناً در دادن پول اهمال کنند وی کاردی بر اعضای خویش زند و خود را مجروح سازد و یا کارد را به دست فرزند خود دهد تا وی این کار را بکند؛ شاخ شانه کش.
- صفت مجازاً: بی حیا، شطاح.
- اسم کنگری. کنگره: سازی است که در هندوستان متداول است و آن مرکب است از چوبی بلند که بر آن دو تار بستهاست و بر هر طرف چوب کدویی نصب شده.