کنه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary واژه هاى شامل کنه ـ (6)
- اسم حقیقت، باطن، پایان هر چیز.
- اسم کنة
- اسم سایبان بالای در.
- اسم حشرة ریزی که به پوست بدن حیوان یا انسان میچسبد و از طریق منافذ پوست خون را میمکد.
- اسم کنایه از: آدم سمج و پررو.
- اسم فتیلة چراغ، پلیته.