intolerance

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary نابردباری، عدم تحمل، عدم قبول، طاقت فرسائی، تعصب، ناتوانی، فروماندگی، عجز.
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary intolérant|intolérante|intolerance|intolerant bi/kam-tâb-i nâ-ravâ-dâr-i + The lack of tolerance is also connected with this, but much more with the fact that American communities were religious in their origin, and religion is by its very nature intolerant. (A. EINSTEIN, The Great Foreigner )
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version نابردبارى ،عدم تحمل ،عدم قبول ،طاقت فرسايى ،تعصب ،ناتوانى ،فروماندگى ،عجز روانشناسى : نابردبارى
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary in·tol·er·ance n. Pronunciation:     ( ˌ )in- ' täl-rən(t)s, - ' tä-lə- Function:           noun Date:               1765 1 : the quality or state of being intolerant 2 : exceptional sensitivity (as to a drug) specifically : inability to properly metabolize or absorb a substance]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}