inwrought
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary از تو کار کرده ، نقشه دار، گلدار، (مج. ) جبلی، مخمر، مصور.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(inwrought): بازگشت به واژه inwrought silver inwrought with gold از تو کار کرده ،نقشه دار،گلدار،(مج ).جبلى ،مخمر،مصور کلمات مرتبط(1)