ابتذال
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم پیش پا افتاده، بیارزش، یا کم ارزش بودن یا شدن چیزی معمولا از کثرت تکرار؛ مبتذل بودن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary banality ; pedestrianism ; platitude ; triteness ; triviality ; truism
- اسم بسیار بکار بردن چیزی تا اندازهای که از ارزش آن بکاهد. بیارزشی، پستی.