jag
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary دندانه ، کنگره ، نوک ، برآمدگی تیز، بریدگی، خار، سیخونک ، سیخک ، دندانه دار کردن ، کنگره دار کردن ، چاک زدن ، ناهموار بریدن .
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(jag): بازگشت به واژه jag to have a jag on نوک ،برامدگى تيز،بريدگى ،خار،سيخونک ،سيخـک ،دندانه دار کردن ،کنگره دار کردن ،چاک زدن ،ناهموار بريدن کلمات مرتبط(1)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary JAG n. Function: abbreviation judge advocate general]]>