اصطلاح
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary epithet ; idiom ; phrase ; term واژه هاى شامل اصطلاح ـ (18)
- اسم واژه، عبارت. زبان، گویش. مفردِ اصطلاحات.
- اسم واژه یا لفاظی که میان گروهی خاص یا در دانشهای گوناگون بکار میرود و تعریف معینی دارد.
- اسم : زنجیرهای از واژهها که معنای کل آن را نمیتوان از معنای یکیک تکواژههای سازندهاش دریافت، مانند «نخود هر آش بودن».
- اسم واژهای که به علت کثرت استعمال عمومی، معنایی غیر از معنای اصلی خود را شامل میشود.
- اسم لغتی که جمعی برای خود وضع کنند و بکار برند.
- اسم عبارت, تعبیر, کلمه بندی, سخن موجز.