کوچ‌نشین

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. صفت آنکه یا آنانکه مسکن دائمی ندارند و معمولاً در اوقات مشخصی از سال از جایی بجایی کوچ‌ میکنند، چادرنشین.
  2. صفت جایی که به آنجا کوچ می‌کنند. اقامتگاه موقت. مهاجر، مهاجرت. محل کوچ، مرکز مهاجرت.
  3. صفت واژه‌ی «کوچ‌نشین» را به‌طور کامل از نظر ریشه‌شناسی بررسی کنیم و نشان دهیم که چگونه دو بخش آن («کوچ» و «نشین») در کنار هم معنا را شکل می‌دهند. این ترکیب نه تنها معنا بلکه تاریخچه‌ای کهن دارد. --- 🔍 ریشه‌شناسی واژه‌ی «کوچ‌نشین» واژه‌ی «کوچ‌نشین» ترکیبی است از: 1. کوچ → حرکت کردن، مهاجرت کردن 2. نشین → ساکن، مقیم بودن این ترکیب برای توصیف مردمانی به کار می‌رود که زندگی‌شان با مهاجرت فصلی یا جابه‌جایی مداوم همراه است، مانند عشایر. --- ۱️⃣ بخش اول: «کوچ» فارسی معاصر: کوچ = مهاجرت، نقل مکان اوستایی: kuča- (kuc-) = حرکت کردن، رفتن پهلوی: kuč / kučan = حرکت از مکانی به مکان دیگر سانسکریت: कुच् (kuc) = حرکت کردن، رفتن ✅ نتیجه: «کوچ» از ریشه‌ی باستانی kuc- / kuč- در زبان‌های هندواروپایی-ایرانی آمده و معنای حرکت و مهاجرت را حفظ کرده است. --- ۲️⃣ بخش دوم: «نشین» فارسی نو: نشین = کسی که می‌نشیند یا مقی…

*اوستایی و پهلوی

{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}