joinder

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary پیوستگی، الحاق، اتفاق.
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary joinder تلفيق کردن، به هم پيوستن، هم عقيده بودن، ادغام يا الحاق اسباب دعوي، ورود در دعوي، ادغام خواهانها يا خواندگان، قبول موافقتنامه توسط ثالث ذينفعي که طرف موافقتنامه يا سند نيست joinder of proceedings تلفيق رسيدگي، توأمأ رسيدگي کردن
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version پيوستگى ،الحاق ،اتفاق
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary join·der n. Pronunciation:     ' jo ̇ in-dər Function:           noun Etymology:          Anglo-French joinder, joindre, from joindre to join Date:               1601 1 : CONJUNCTION 1 2 a (1) : a joining of parties as plaintiffs or defendants in a suit (2) : a joining of causes of action or defense b : acceptance of an issue tendered]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}