کوس
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم کوب، ضربه، دُهل، طبل بزرگ در شاهنامه.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary bass drum ; kettledrum ; timbal ; timpani ; tom tom ; tymbal واژه هاى شامل کوس ـ (2)
- اسم گوشه جامه و گلیم و پلاس که از گوشهای دیگر درازتر باشد.
- اسم از فارسی میانه کوست «کنار؛ ناحیه». احتمالاً از سغدی کووس.