lactic

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary وابسته به شیر، شبیه شیر، مربوط به شیر.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(lactic): بازگشت به واژه lactic lactic acid وابسته به شير،شبيه شير،مربوط به شير کلمات مرتبط(1)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary lac·tic adj. Pronunciation:     ' lak-tik Function:           adjective Date:               1790 1 a : of or relating to milk b : obtained from sour milk or whey 2 : involving the production of lactic acid]]> lactic acid Function:           noun Date:               1790 : a hygroscopic organic acid C 3 H 6 O 3 present normally especially in muscle tissue as a product of anaerobic glycolysis, produced in carbohydrate matter usually by bacterial fermentation, and used especially in food and medicine and in industry]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}