leakage

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary تراوش، نشت، چکه ، کمبود، کسر، کسری، فاش شدگی ( اسرار )، مقداری که معمولابرای کسری در اثر نشتی درنظر میگیرند.تراوش، چکه .
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary escape|leak|leakage|en fuite|on the run = fuir 1 eng. escape goriz + fra. (être )en fuite : eng. on the run : dar goriz (budagi) 2 eng. leak našt nam-pas-dehi darz(-paydâ-kardagi)( be brun)
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(leakage): بازگشت به واژه leakage a one liter for leakage collector emitter, leakage current data leakage earth leakage current earth-leakage indicator income leakage leakage current leakage drop leakage flux leakage or breakage leakage path leakage resistance leakage water magnetic leakage magnetic leakage flux surface leakage zigzag leakage flux پراکندگى ،کمبود و کسرى ،مقدار مالياتى که به علت خرج نشدن درامد در کشور،افت ،هدررفتگى ،گريز،ترشح ،رخنه ،(ماليات پس انداز)،تراوش ،نشت ،چکه ،کمبود،فاش شدگى( اسرار)،مقدارى که معمولابراى کسرى در اثر نشتى درنظر ميگيرند علوم مهندسى : نشت الکترونيک : نشت عمران : تراوش کردن معمارى : تراوش قانون ـ فقه : به خزانه وارد نمى شود شيمى : نشت زيست شناسى : نشست علوم نظامى : نفوذ کلمات مرتبط(17)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary leak·age n. Pronunciation: ' lē-kij Function: noun Date: 15th century 1 a : the act or process or an instance of leaking b : loss of electricity especially due to faulty insulation 2 : something or the amount that leaks
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}